السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و علی باکین علی الحسین
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
دفاع مقدس ، عکس و نکته ، رمضان ، شهید ، ادبیات ، دل نوشته ، چکیده سخنرانی ، جبهه فرهنگی ، ولایت ، مقام معظم رهبری ، طراحی ، کتاب ، حضرت مهدی (عج) ، داستان ، دانلود ، sms ، استاد عظیم ابوالقاسمی پور ، اس ام اس ، بحرین ، بیداری اسلامی ، سید هبت الله فرج الهی ، مبحث ضیافت اجباری ، محرم ، من در روضه ، برای رفقا ، جزوه ، حضرت زهرا(س) ، حسین(ع) ، جنبش های وبلاگی ، بیت رهبری ، استاد پناهیان ، تاریخ اسلام ، غزه ، فاطمیه ، شب های قدر ، خاطرات راهیان نور ، دزفول ، زن غربی را آزاد کنید ، زن و دختر ، سه روایت از یک مرد ، سومالی ، سید حسین علم الهدی ، مصطفی مستور ، عدالت ، عشق روی پیاده رو ، نشریه ، نشریه سه ستونه ، نماز ، نیمایی ها ، همسفر شهدا ، هنر واج آرایی ، هویزه ، وارثین ، ترور دانشمندان ، جانبازان ، پیامک مهدوی ، اعتکاف ، امام خمینی (ره) ، انگلیس ، احمدی روشن ، ارمیا ، ازدواج ، چهار خرداد روز مقاومت ، حجاب و عفاف ، حجت الاسلام نظافت ، در آداب بوییدن گل ، حماسه 9 دی ، دلبستگی ، دلیل عقلی ولایت فقیه ، دلیل نقلی ولایت فقیه ، ذبیح الله بخشی معروف به حاج بخشی ، رضا امیرخانی ،

پیوند دوستان
 
مهدی یاران ثانیه های خسته پلاک 40 آرمان خاطرات کودکی و... از فرش تا عرش رویای شبانه نهِ/ دی/ هشتاد و هشت شهد ساحل نشین اشک بادصبا ###@جزین@### صاعقه حاج آقا مسئلةٌ نشریه حضور مرجع مذهبی ایران عاشق آسمونی بر و بچه های ارزشی هیئت فاطمیون شهرضا افســـــــــــونگــــر عطر یاس نگاهم برای تو لبگزه جوان ایرانی یاربسیجی چشم انتظار امام زمان بسیج در روستای شیدان سایه های خیال خون شهدا آرون شید سخن آشنا "**« طلبه بی تعارف »**" یادداشتهای روزانه رضا سروری طلبه ایرانی بچه مرشد! شلمچه انسان جاری مداح مشهد2 چفیه مجله التکرونیکی وبلاگ های پایگاه شهید سیدمصطفی خمینی(ره) ایرانی یعنی عشق تجربه های مربی کوچک و نحن اقرب الیه من حبل الورید... گلهای یاس همکلاس مهربانی خود آگاهی شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد « عــــــفـــــــاف و حـــــجــــــاب » پنجره ای رو به سپیدی آفتاب شب رویای زیبا باشگاه پرواز سیاسی خوش بگذره سیاست روز فانوس دریایی در جست وجوی حقیقت میم.صاد شهید شلمچه سیب خیال ایران قدیم آسمان سرخ گل نرگس...مهدی فاطمه بچه های خاکریز **قافله نت** داستان نویس عرفانی ترین جای دنیا حقیقت سبز طلبه نسل سوم مهاجر (اشعار محمد بنواری) منتظر کانون دانشجویی آرمان فقط من برای تو شهید حمید رضا نفیسی موعود 1377 بی کمبو صدای من مرکز شهر(کامل ترین وبلاگ معرفی دزفول) طلبه ای طالب یار پایگاه شهید کریم مینا سرشت ارباب من حسین السلام علیک یا علی بن موسی الرضا یادداشتهای فانوس عشق به خدا عمومی صدفم چشم به راهتم برگرد سفیر نور
آمار و اطلاعات
بازدید امروز :79
بازدید دیروز :265
کل بازدید :75700
تعداد کل یاداشته ها : 80
جمعه 5 اسفند 90
7:7 صبح
مشخصات مدیروبلاگ
 
محمد صادقی[952]
ظلمت شب همه جا را گرفته است ، اگر میخواهی به سپیدی صبح رسی باید آسمان دلت را سرخ کنی ...

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

   خلاصه سخنرانی استاد پناهیان در بیت رهبری فاطمیه 1389                            


ای مردم چرا حرف بیهوده و باطل را سریع قبول می کنید ؟ چرا وقتی کار اشتباهی را در جامعه می بینید که به جامعه ی اسلامی ضربه می زند سکوت می کنید ؟
ای کسانی که ایمان آورده اید تقوا داشته باشید و سخن مستدل بگویید (احزاب /70)


 متن که در ادامه مطلب می خوانید  چکیده ی سخنرانی استاد علیرضا پناهیان در فاطمیه سال 1389در بیت رهبری است که تقدیم به علاقه مندان میشود :



ادامه مطلب...


نوشته شده در یکشنبه 11 اردیبهشت 90 ، ساعت 6:27 عصر
نظر()
  

                        در شفافی اشک ها


     شهید سید هبت الله فرج الهی


     شما شفافی اشک را چگونه معنا می کنید؟ آیا فکر می کنید اشک شفاف آن اشکی است که از روی احساس بر گونه ها ریخته شود؟ نه، این کاملاً اشتباه است، زیرا این گونه اشک ها دوامی ندارد ، اشک شفاف اشکی است که از روی نیاز به پای معشوق ریخته شود، یعنی عاشق نیاز شدید به معشوق خود پیدا کند . اگر اینچنین باشد آن موقع است که اشک انسان تاثیر دارد ، اما بدانید که هر اشکی قیمتی نیست بلکه برترین اشکها اشکی است که از روی نیاز به پای یکتا معشوق همه ، یعنی خداوند تبارک و تعالی ریخته شود.


     این اشک را که ما گفتیم اشکی است که شهیدان بسیار زیبا تفسیر می کنند و اثرات آن را می گویند،


یکی از این شهیدان شهید بزرگوار سید هبت الله فرج الهی است که قسمتی از دست نوشته های ایشان را در این نوشته خواهیم آورد(انشاء الله) :


    «در شفافی اشکها:اگردرجهانِ زیبایی ها، زیبا تری باشد شفافی اشک است،


                    اگر انسان دست آویزی دارد برای رسیدن به مراحل کمال در شفافی اشک است،     


                    اگر لحظه ی تسلیم شدن شیطان رسیده باشد در شفافی اشک است،


                    اگر آنکه امام را به این عظمت رسانده است در شفافی اشک است(دست نوشته نیست:   امام کارهای خود را بر روی توکل به خدا انجام می داد ولی برای رسیدن به نتیجه از خداوند استغاثه می فرمودند و اشک می ریخت، طبق این بیان ایشان که می فرماید: ما ماموریم به وظیفه نه نتیجه).    


                    اگر مونسی داشته باشد حضرت علی(ع) در نخلستان مدینه، شفافی اشک است،


                    اگر نورانی کرده چهره ی ابا عبدا... را در قتلگاه شفافی اشک است،


                   واگر چیزی صدای تکبیر رزمندگان اسلام را بلندتر کرده است شفافی اشک است،


     و اگر انسان را به مراحل کمال ، قله های لقاء می رساند انسان سوار بر اشک است که می تواند برسد به آنجا که می خواهد. 


    زیباترین زبان راز و نیاز با خدا و آنچه انسان را صداقتش را آشکار می کند زبان اشک است چرا که انسان در موقع اینکه قلبش با خداست چشمهایش تر است، و سند استجابت دعا شفافی اشک است.


    نمی دانم اگرآنچه که بخواهد اشک را تعریف بکند زبان بالاتری باشد زبان اشک است و نوشتن اشک نیز ممکن نیست.


    آنچه را که ائمه به ما گفته اند زبان اشک است. حضرت علی علیه السلام در نخلستان مدینه و کوفه زبانش ، زبان اشک بوده.   


    همچنین است که گفته اند حضرت زهراء(س)در بیت الاحزان مونسش اشک بوده است.


    (داغی که حضرت زهراء در بیت الاحزان می کشید ، داغی بود از سوز ولایت . حضرت زهراء از داغ پهلو گریه نمی کرد ، حضرت از داغی که بر اسلام وارد شده بود گریه می کرد زیرا مردم بعد از رحلت پیامبر، او را فراموش کردند، فراموش کرده بودند که پیامبر در غدیرفرمود ند: بعد از من علی (ع) ولی و وصی شماست . حضرت زهراء بلند گریه می کرد تا که بشنوند و از او علت گریه اش را بپرسند اما هیچ کس از حضرت نپرسید و حتی به ایشان گفتند که آرام تر گریه کند . در اصل حضرت اولین کسی بود که از ولایت دفاع کرد و اولین کسی بود که در این راه به شهادت رسید. )


     همه گفته اند ولی امام حسین حال دیگری داشته ، لحظه ی نزدیک شدن به یار، هنگامی که برق شمشیرها و جسد پاره پاره ی یارانش در میدان قتلگاه و خیمه های سوخته ی آل رسول ا... را نظر می کند، زبانش ، زبان اشک بود و مظلومیت امام حسین و عاشورا را با اشک ثابت کرد و فیلم نورانیت عاشورا در شفافی اشکهای زینب تداعی می نمود.


    گفته اند امام حسین عصر عرفه در کنار کوه صفا نشسته است و به نشانه ی تضرع دست به دعا برده و با زبان اشک با خدا سخن گفته است . وامام زین العابدین نیز همینگونه ، همدم امام صادق علیه السلام در کلاسهای درسش ، همدم امام کاظم در زندان هارون الرشید و غریب الغربا در طوس شفافی اشک بوده است .


    و زبان اشک گویا ترین زبان است که انسان می تواند به وسیله ی آن سخن بگوید چرا که در شفافی اشک چیزی نیست و این آب گرمی که گونه ها را می شوید وچشمها را تَر و همه چیز را با خود می برد .


    زبان اشک زیباترین زبانِ بنده ومعبود است آنچه شب را معنی می دهد و نورانیت می دهد شفافی اشک است ، و اگر ائمه با آن حالت به سوار بر قطرات اشکشان به معراج رفته اند ، واگر این علماء ما اینگونه اهمیت می دهند ، اگر بهترین و خالص ترین زبان، زبان اشک است بهتراست بگوئیم:«ا لهی اَعِنِّی بِالبُکاءِ عَلَی نَفسِی» ـ خدایا ما را یاری ده برگریه کردن بر خودمان ـ که این اشکِ خوف است ولی اشک شوق زیباتراست. اشک از ترس خدا انسان را خالص می کند و اشک از شوق خدا انسان را عاشق. و در هر قطره ی اشکی ریزند گناهی و فتح قله ای از رتبه های کمال خداوند است. بهتر است انسان فرصت را غنیمت شمرده و تا قطره ی اشکش می خواهد از آسمان به زمین بچکد زود زبانش را باز کند و بگوید : اللهُمَ ارزُقنَا تَوفِیقَ الشّهادَهِ فی سَبِیلِکَ و یا بگوید:( الهِی .... بِلقائِکَ) ـ الهی حَبِّب  اِلی لِقائِکَ و اَحبَب لِقائِی.


   


      اگر انسان به جایی می رسد از شفافی اشک است.                   


                                                                                    24/9/1364


                                                   ساعت 45/10 اروند کنار   


 


پ.ن.
متن قبل از دست نوشته ، نوشته ی یکی از رفقای با اخلاص هست که کلی زحمت میکشه واسه ی شهدا .
       


 


نوشته شده در شنبه 11 خرداد 87 ، ساعت 10:20 عصر
نظر()
  

 



     .....خب بچه ها این وسایل مطعلق به یک شهید است که می بینید پوتینش چگونه بوسیله ی ترکش خمپاره ها سوراخ سوراخ شده ؛ جلوترکه بروید تصویر شهر را می بینید که پس از جنگ به شدت ویران شده است . قبرستان بقیع


بچه ها اینجا هم شهدای گمنام هستند...   


جلو تر چند خمپاره می بینید که در جنگ عمل نکرده اند .


    - آی پسر ویترین خالی را چرا نگاه می کنی؟ شهدای گمنام که دیدن ندارند ، یک ویترین خالی و یک دیوار صاف برای یاد بودشان هست .


با صدای راهنما به خودم آمدم و خودم را رساندم کنار بچه ها . کمی دلخور شدم ، با خودم گفتم : خب می خواهم پاکی و بی ریایی شهدای گمنام را ببینم اگه همین دیوار صاف را می فهمیدیم که تا الان اینجا نبودیم .


     تمام ذهنم به اون ویترین خالی بود . تمام گفته ها ونا گفته های عرصه های عشق و ایثار و شهادت داخلش نهفته بودند ...


 


  در صف های ایثار همه به پوتین های خاکی می نازیدند اما در این میان آنهایی که بدون پوتین بودند بیشتر به چشم آمدند و...


                      و زهرایی شدند.                                 


               



 


 


 


 


نوشته شده در پنج شنبه 8 فروردین 87 ، ساعت 10:25 صبح
اولین نظر سرخ را شما بدهید ...
  
+ تقدیم به بالا ترین نعمت . دوبیتی از محمد بنواری (مهاجر)